سونت ۵.۵ را دوست دارم، اپوس ۵.۵ چندان به دلم ننشسته و بیشتر روزها از GPT-6.1 Sol استفاده می‌کنم. با این حال، Sol برایم شبیه آدم خیلی باهوشی است که گاهی حوصله ندارد کاری را که شروع کرده، درست‌وحسابی تمام کند.

سونت ۵.۵؛ بیشتر حوصله به خرج می‌دهد

حس من موقع کار با Sonnet 5.5 این است که برای نتیجه بیشتر وقت می‌گذارد و کار را با دقت بیشتری پیش می‌برد. برایم فقط مهم نیست که یک کار انجام شود؛ کیفیت راه‌حل هم مهم است. سونت از این نظر بیشتر به سلیقه‌ام می‌خورد.

اپوس ۵.۵ را کمتر می‌پسندم. فعلاً ترجیح می‌دهم سراغ سونت بروم؛ حتی اگر اپوس برای بعضی مسائل پیچیده گزینه قوی‌تری باشد.

GPT-6.1 Sol؛ باهوش، ولی گاهی کم‌حوصله

Sol مدل روزمره من است، اما همیشه به اندازه مدل‌های دیگر به کارم نمی‌آید. گاهی حس می‌کنم مسئله را خوب می‌فهمد، ولی مسیری را انتخاب می‌کند که برای خودش راحت‌تر است؛ نه لزوماً راه‌حلی که برای آن کار بهتر باشد.

منظورم از «کم‌حوصله» همین است: توانایی‌اش را می‌بینم، ولی نتیجه گاهی شبیه کاری است که می‌شد با دقت بیشتری انجامش داد. برای همین، بیشتر استفاده کردن از Sol به معنی بیشتر دوست داشتنش نیست.

در نسخه‌های جدید چه تغییری کرده؟

انتروپیک Claude Opus 5.5 را در ۲۲ سپتامبر و Claude Sonnet 5.5 را در ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۶ معرفی کرد. طبق توضیحات شرکت، سونت برای کارهای روزمره با محدوده مشخص و رفع باگ مناسب است؛ اپوس برای مسائل پیچیده‌تر و کارهایی که در چند مرحله به تصمیم‌گیری نیاز دارند.

این یادداشت مقایسه آزمایشگاهی نیست؛ برداشت من از کار کردن با این مدل‌هاست. فعلاً دقت و حوصله‌ای که از سونت می‌بینم، بیشتر از بقیه به دلم می‌نشیند.